محمدرضا مهرپاک
دیشب این طبع، بی قرار شما خواست عرض ارادتی بکند دست کم از دل شکسته تان واژه هایم عیادتی بکند *** چشم بد دور، عمرتان بسیار کس نبیند ملالتان آقا! ما نمردیم خون دل بخوری تخت باشد خیالتان آقا! *** چیست روباه در برابر شیر؟! چه نیازی به امر یا گفته؟! تو فقط ابرویی به هم آور می شود خواب دشمن آشفته *** هست خاموشی ات پر از فریاد در تو آرامشی است طوفانی «الذی انزل السکینه» تو را کرده سرشار از فراوانی *** واژه ها از لبت تراویدند پر صلابت، پر عاطفه، پر شور آفریدند در دل مردم عزت، آمادگی، حماسه، حضور *** این حماسه همه ز یمن تو بود گرچه از آن مردمش خواندی رهبرا! تا ابد ولی محبوب در دل عاشقان خود ماندی *** سهم دلدادگان تو سلوی قسمت دشمنان تو سجیل رهبری نیست در جهان جز تو که ز امت چنین کند تجلیل *** نسل سوم چو نسل اول هست با شعف با شعور با باور جاری است انقلاب چون کوثر هان! «فصل لربک وانحر» *** گرچه در باغ سینه ات داری لطف ها، مهرها، محبت ها گفتی اما نمی روی چو حسین تا ابد زیر بار بدعت ها! *** ناگهان در نماز جمعه شهر عطر محراب جمکران گل کرد بغض تو تا شکست بر لب ها ذکر یا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) گل کرد *** جان ایران! چه شد که جانت را جان ناقابلی گمان کردی؟! آبروی همه مسلمانان اشک ما را چرا در آوردی؟! *** جسم تو کامل است، ناقص نیست می دهد عطر یک بغل گل یاس دستت اما حکایتی دارد.... رِحِمَ الله عَمِّی العَباس! حجت الاسلام جواد محمد زمانی


